آبو









چرت و پلا 6

پنجشنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۵، ۰۲:۱۴ ق.ظ

همه بدبختی ها از وقتی شروع میشه که شروع می کنی به فکر کردن... و چون مثل بقیه فکر نمی کنی بقیه تو رو داخل آدم حساب نمی کنند... چون بقیه تعدادشون زیاده... و همیشه حق با اکثریته مگه اینکه خلافش ثابت بشه... برای همین تصمیم می گیری دیگه فکر نکنی... که این راه اصلاً راه خوبی نیست... یعنی فرار هیچ وقت راه خوبی نبوده و نیست... یه راه دیگه هم وجود داره... اینکه مثل بقیه فکر کنی... یعنی دیگه خودت نباشی... یکی باشی مثل بقیه... یعنی به جای اقلیت، اکثریت باشی... حالا شاید دروغ به حساب بیاد... اما مهم نیست... اینکه مهم باشی از اینکه خودت باشی بهتره... حالا شاید اون اوایل از اینکه داری دروغ میگی و خودت نیستی اذیت بشی... اما باز هم مهم نیست... کم کم همه چی عادی میشه... کم کم میشی همون آدمی که نقشش رو بازی می کردی... دیگه دروغ نیستی... اکثریتی... یعنی همیشه حق با توئه... مگه اینکه خلافش ثابت بشه.

۹۵/۰۱/۰۵
مجتبی

نظرات  (۲۲)

" همیشه حق با اکثریته، مگه اینکه خلافش ثابت شه. "

قبولش ندارم..
و اینکه مهمه که طبق کارِ غلط بقیه پیش نری :)
:)
آدم میشه مرده ی متحرک
اه. خیلی بدم اومد از این حرفا مخصوصا جمله آخر
:)
خطّای اول یه اقلیتی پیدا می شه حداقل.
خطّای آخر حداکثرش یه نفر مونده.
که تنها گذاشه شده.
تنهاش گذاشتین ینی.
:)
حتی اگه طوری فکر کنی که اکثریت فکر میکنن و نقش بازی کنی و کم کم بشی همون آدمی که نقششو بازی کردی،یه روز میرسه که به افکار و عقاید خودت برمیگردی!

:)
این دیگهcpuسوزونده :|
الان هیچی حرفی نداری که برا همه لبخند زدی؟
چی بگم؟ :)
 هر عملی را عکس العملی است به همان اندازه و خلاف جهت.
چون مثل ِ بقیه فکر نمیکنی اونا تورو داخل ادم حساب نمیکنن
و چون اونا مثل ِ تو فکر نمیکنن اونا رو داخل ادم حساب نمیکنی:)
به نظرم که همزیستی کاملا مسالمت آمیزیِ:)
حتی اینجوری میشه قضیه ی هیچکس واقعا ادم نیست ُ ثابت کرد:)
وقتی تعداد بقیه زیاد باشه و تو تنها باشی دیگه این همزیستی مسالمت آمیز نیست... در واقع مشکل اصلی اینه که بقیه دارند برای همه تصمیم می گیرند... فقط به خاطر اینکه تعدادشون زیاده... وقتی وارد اکثریت میشی حداقلش اینه که وانمود می کنی با کارهایی که میکنی موافقی و اجباری در کار نیست... اینجوری شاید دردش کمتر باشه.
خب ادما نظرای متفاوتی دارن که ممکن ِ هیچ کدومش مثل برا من نباشه ولی این به این معنی نیست که نظر همه ی اونا با هم یکیِ...
اینی که میگی دردش کمتره به نظرم دردش خیلی بیشتر...اونجوری خودتی و میگی مهم نیست که همه ی ادمای دنیا منو ادم حساب نکنن
اما اینجوری!!!
یه روزی به خودت میای میبینی به چیزی عادت کردی که مرداب ِ زندگیتِ...بالاخره هر ادمی یهو میره تو فکر میگه من کی بودم!؟من چیم!!!؟:(
فکر می کنم شما اصلاً متوجه حرف من نشدید... یعنی اینکه من نتونستم منظورم رو درست برسونم.
میشه مخالف بود!
چه بسا اندک هایی که زورشون به اکثریت میچربه :)
بله... میشه مخالف بود.
بعد بگو شبیه نیما یوشیج نیستی!  :|
اونم یه تنه تنهایی اومد شعر نو رو آورد در حالی که شعر کلاسیک رو در اون زمان می پرستیدند!
سعی کن خودت باشی حتی اگه همه بر ضد تو باشن،  خودت باش به بهترین شکل ممکن!
البته داخل پرانتز قبل نیما چند نفری مثل بهار، یه تجددطلبی داشتند مختصر (:
+حداقل تصمیمات مهم زندگیت رو بذار خود واقعیت بگیره تا از پسش به خوبی بربیای
با گوشی چقد سخته تایپ (؛
من اگه خودم بخوام هم نمی تونم خودم نباشم... چی گفتم؟!!! :|
عهییی امان از فکر و خیال 
:|
چقد خوب! 
من خیلی وقتا شجاعتشو نداشتم...

مطلقاً خوب نیست... یعنی هر چیزی که یه خوبی داره شاید یه بدی هم داشته باشه... یا حتی بیشتر... بستگی به انتخابمون داره... و اینکه بتونیم سختی هاش رو تحمل کنیم... یا اینکه به سختی ها و بدی هاش می ارزه یا نه.
من نظر نا مساعدمو نسبت به نوشته اعلام کردم...مخصوصا با آخرش....
خیلی ممنون.
حالا خوبه اولا نمیدونستی چی بگی الانم باید جمعت کنیم خدایا توجه کن دیگه تینم از بنده هاته:/
الآن تین یعنی همون این؟!... یعنی آرزو به دل موندم یه بار بدون غلط تایپ کنی :|
بعضی از کامنت ها آدم رو به حرف میاره.
نه همون تینه فقط تو سوادت قد نمیده به این چیزا:/
اینگار شکنجه میکننش که به حرف میارن:/
درضمن ارزو ها براورده نمیشن:)))
چرا برآورده نمیشن؟!... الآن یکی از بزرگترین آرزوهای من برآورده شد... غلط املایی نداشتی :)
:/
:)
ابو چنگیز میگه که تو گفتی معنیشو:/
به جان آبو من نگفتم :|
ببین تا خودم مجازاتی پیدا نکردم یه چی پیشنهاد بده:/
ای بابا... الآن برای چی من باید مجازات بشم؟!!!... یه دلیل محکمه پسند بیارید please :|
همین طوری من ابوی اذیت کنی هستم:/
دیگه هر چی صلاح می دونید... من پیشنهادی ندارم :|
سلااااااااام 😊 بعد از مدت ها اومدم ... ببخشی دیگه :#
به نظر من آدم باید خودت باشی 
و این ضرب المثل هم اشتباهه که میگن گر خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو :|

سلام :)
بعد از مدت ها خوش اومدی :)
موافقم... خیلی هم خوب :)
راسی رشته تحصیلی ات چی بود داش مجتبی؟ 
کامپیوتر.
خیلی موافقم 
اما از خط ششم به بعد خوب نیست .یه راه دیگش اینه که وقتی تصمیم میگیری که فکر نکنی یعنی در واقع همون به بیخیالی زدن، اونوقت همیشه یه کسایی با یه چیزایی هستن که این بیخیالی زدنتو خراب میکنن و دوباره دردت تازه میشه و اونوقته که ترجیح میدی سکوت کنی و سکووت و فکر و راه خودتو ادامه بدی و اونوقت میشی یه فردی که دورش  ادم هست ولی خیلی تنهاست 
(تموم اینا برا وقتیه که مطمعنی که فکری که داری میکنی درسته و بقیه دارن اشتباه فکر میکنن و چون تعدادشون زیاده و ارزش های جامعه هم کلا فرق کرده بقیه چشماشونو رو حقیقت بستن و فقط دارن خودشونو گول میزنن)
خیلی طولانی شد ببخشید.جمله بندیام یکم قاطی پاتی شده ولی امیدوارم متوجه حرفام بشین
فکر کنم متوجه شدم... موافقم :)
پس خداروشکر
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">