آبو









شوخی شوخی جدی شد

دوشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۳۶ ق.ظ

هیچ وقت از دنیای مجازی خوشم نمی اومد... و همیشه از اونهایی که انقدر راحت به این دنیای به اصطلاح دروغی و آدم های این دنیای به اصطلاح دروغی اعتماد می کردند بدم می اومد... فکر می کردم اعتماد کردن به دنیایی که وجود خارجی نداره خیلی مسخره ست... اما یه روزی که از شدت بیکاری داشتم دیوونه میشدم یه وبلاگ ساختم... اون لحظه فقط می خواستم وقت بگذره و هیچ دلیل دیگه ای برای این کارم نداشتم... یادمه یه روز سرد زمستون بود... شاید برای فرار از سرمای محوطه دانشگاه پناه برده بودم به سایت... اون روز یه وبلاگ ساختم فقط برای پر کردن ساعت های بیکاری بین کلاس های دانشگاه... نمی دونم چرا یهو انقدر جدی شد... پشیمون نیستم... اگه یه بار دیگه به دنیا بیام باز هم وبلاگ نویس میشم... اما ایندفعه سعی میکنم در همون حد پر کردن ساعت های بیکاری بین کلاس های دانشگاه باقی بمونه.


+ بشنوید.

۹۵/۰۲/۲۷
مجتبی

نظرات  (۱۶)

بازهم نمیشه.. جدی میشه اصن یهو.. بدون اینکه بخوای
خوبه که :)
هم خوبه... هم بد :)
چند ثانیه از پست گذشته بود کامنت گذاشتم؟!  :))
دو دقیقه بعد... یعنی تقریباً 120 ثانیه :)
دقیقا مثل وبلاگ نویس شدنِ من..
از شوخی هم مسخره تر بود حتی..
حالا دیگه نمیشه بیخیالش شد :/
خیلی ها رو میشناختم و میشناسم که همینطوری شوخی طور شروع کردند اما الآن گرفتارش شدند :)
اصلا هدر وبلاگ خیلی حرفه ای نشون میده اینجارو...

کلا نوشتن حس خوبیه ;-)
حرفه ای؟!!!... من؟!!!... اگه هدر وبلاگ رو دزدیده باشم چی؟ :)

بعضی وقت ها :)
گرفتاریِ خوبیه.. البته اگه متعادل باشه :)
ما ملت افراط و تفریطیم... نمی تونیم متعادل باشیم :)
آخ آخ آخ گقتید واقعا :/
دردِ عظمی ست!
اوهوم.
بایدم فقط در حد پر کردن ساعت های بیکاری باشه
تازه اگر یکم بهتر بهش نگاه کنیم واسه اونم خوب نیست میشه با چیز مفیدتری پر بشه
:|
موافقم.
۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۲:۰۹ عاشق بارون ...
ولی من بهترین و تنها دوست تمام عمرم رو از وبلاگم دارم. :)
خیلی هم خوب :)
چه سرنوشت شبیهی !!:)
خیلی هم خوب :)
من بهترین دوستامو از اینجا دارم
دوستایی که فکرشونو میشناسم تا جسمشون:)
جمله آخر خیلی خوب بود :)
من هم این قبیل موسیقی ها را خیلی خیلی زیاد میپسندم
ممنون
:)
:)
وبلاگنویسی بهترین نوع فضاعی مجازیه :)
شاید :)
اما اونجوری فقط ۴ سال میتونستی وب داشته باشی 
کمتر از چهار سال :)
بیشتر از چهار سال دیگه مگه نه ترمه نشدی ؟
تازه بیشتر از بیشتر از چهارسال چون برگردی بازم میخوای بخونی :)
آها... از اون لحاظ... حواسم به دانشگاه نبود :)
نه ترمه نشدم... ده ترمه شدم :)
حالا ببینیم چی میشه :)
نمیشه ... کارای دلی منطق سرشون نمیشه :)
خیلی هم بد :)
کارای دلی منطق سرشون می شه... وقتی مجبور باشی :(
موافقم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">