آبو









من یوونتوس برمیدارم، دو تا گل هم آوانس میدم

دوشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۶، ۰۴:۵۰ ب.ظ

متاسفانه الآن اگه بخوای یه خونه جمع و جور توی یه کوچه خلوت داشته باشی که سالی یه بار یه دسته پرستو از بالای سرش پرواز کنند و یه حیاط کوچولو داشته باشه با یه صندلی چوبی که غروب ها روش بشینی و چایی بخوری انقدر رویایی به نظر می رسه که حتی وقتی بهش فکر می کنی به این حجم از خوش خیالی می خندی و ترجیح میدی بری پشت کامپیوتر بشینی و pes 2013 بازی کنی و به جای رویاپردازی از واقعیت های موجود لذت ببری.

۹۶/۰۶/۱۳
مجتبی

نظرات  (۹)

۱۳ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۴۸ פـریـر بانو
:))
البته تو استان ما همچین رویایی اونقدرام دور به نظر نمیرسه ها! میرسه؟
کافیه یه زمین غیرکشاورزی 150 یا 200 متری داشته باشی تو یه روستا! قشنگ واسه ساختن یه خونۀ نقلی رویایی کافیه :]
حالا درسته توی استان ما یه ذره از تهران و بعضی استان های دیگه راحت تره... ولی خونه ساختن (اون هم 150 یا 200 متر!!!) پول نمیخواد؟!... من به 50 متر هم راضی ام :|
۱۳ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۰۳ פـریـر بانو
نه نه قرار نیست 150 یا 200 متری باشه خونه که! کل زمین اینقد باشه بعد نصفش بشه خونه و بقیه اش گل و درخت نارنج و پرتقال و اینا ^_^ 

پول که میخواد. باید از الان پس انداز کردن رو شروع کنین تا بتونین چندسال دیگه بهش برسین :)) با نشستن و فوتبال بازی کردن که هیچی درست نمیشه. میشه؟ :| از شما حرکت از خدا برکت :]
من که نگفتم همه 50 متر خونه باشه... با حیاط و دار و درخت و این جور چیزها حساب کردم گفتم 50 متر :|
اگه از همین الآن پس انداز کنم شاید 20 سال دیگه بتونم یه همچین خونه ای بخرم یا اینکه بسازم... تازه اون هم قطعی نیست... چون توی این مملکت همین که امروز رو به فردا برسونی هنر کردی... اهداف بلند مدت داشتن مال خارجی هاست :|
۱۳ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۲۹ פـریـر بانو
با حیاط و دار و درخت 50 متر؟ :| 
عه آقا مجتبی چرا اینقدر ناامیدین شما؟ اینطورم نیست که 20 سال دیگه بهش برسین! ما یه آشنایی داشتیم می گفت من میخوام خونه بسازم. یه پسر تازه از خدمت اومده. هیچی هم نداشت. همه میگفتن دیوونه شدی آخه تو که فقط سه تا گاو داری و ده تا مرغ چطور میتونی خونه بسازی تو این گرونی؟ :/ هی از همه انکار و از اون اصرار! شروع کرد پول جمع کردن. شیر و ماست و کره و تخم مرغ فروخت و پول جمع کرد. مگه قیمت اینا چقدر بود؟ اونم واسه خونه سازی!!! ولی جمع کرد. به خودش سختی داد و جمع کرد. بعد وام گرفت. استارت کار رو زد و یکی دوساله خونه اش رو ساخت. با وام و درآمد کوچیک حاصل از فروختن شیر و ماست و اینا! اون بین هم می رفت کارگری حتی! و همین پارسال بود که تموم شد. یه خونۀ خوب و خوشگل ساخت!  یه سال صبر کرد و الان دوباره داره دو طبقۀ دیگه میزنه! از همون اول واسه سه طبقه نقشه کشیده بود :)) رویاهاتونو بزرگ کنین و براش تلاش کنین. هیچی نشد نداره. حتی اگه تو این مملکت هزارتا مشکل باشه :)
مطمئنید این آشنای شما فقط شیر و ماست و کره می فروخت؟!... آخه خیلی تخیلی به نظر می رسه!!! :|
یکم به خودت زحمت بدیا فقط یکم به جای بازی میتونی به رویات واقعیت ببخشی :|
تو چرا اومدی؟ تو چرا سر پستت نیستی؟ واقعا چرا؟:|اگه خونتونی و از حلما نمینویسی واقعا ننگ بر تو باشه:|
چشم... به خودمون زحمت میدیم :)
واقعاً متوجه نشده بودی خونه هستم؟!!!... حلما دیگه بزرگ شده کارهای بامزه نمیکنه که درباره اش بنویسم :)
+ لبخند زده شده هم پس گرفته نمی شود :|
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۲۰ פـریـر بانو
بله کاملا مطمئنم از چشمام هم مطمئن تر :))
تلاش یه همچین نتیجه ای میاره. میگم فقط شیر و ماست نبود و کارگری هم می کرد. اصلا براش افت نداشت. میرفت سر زمینای کشاورزی یا زیردست بنا کار می کرد و پول در میاورد :) اون چیزی که بیشتر از همه کمکش کرد وام بود. وام گرفت و با پولایی که در می آورد قسطش رو میداد :) این قضیه همچین بعید و تخیلی هم نیست. از دور تخیلی به نظر میرسه ولی من که شاهد بودم برام واقعیه. یه کار دیگه ای هم که می کرد این بود که بخشی از هزینه ها رو با کار پرداخت می کرد. مثلا برقکار می آورد. نصفشو پول می داد. نصف دیگه اش رو می رفت برا طرف کار می کرد. یا مثلا می شد زیردست بنای ساختمونی که داشت می ساخت. شاید خیلی خسته شد و یه جاهاییش کم آورد اما ناامید نشد و به تلاشش ادامه داد و نتیجه اش هم خستگی رو از تنش بیرون برد :) حالا این یکی دو ساله خونه اش رو ساخت شما میتونین ملو تر پیش برین و سه چهار ساله بسازین! میتونین از پدر کمک بگیرین و براش جبران کنین و خیلی چیزای دیگه. مهم اون همت و اراده اس که باید داشته باشینش :)
دمش گرم :)
چشم... سعی می کنیم از این به بعد هم امیدوارتر باشیم و هم بیشتر تلاش کنیم :)
یه فنجون و فلاسک بردارید یه پارک با ویو خوب پیدا کنید و حین دیدن غروب چای بنوشید. بعدشم پول پس انداز کنید حالا تا برسید به اون خونه‌ام.
:|
پارک با ویوی خوب یافت می نشود :|
یه جوری میگید پول پس انداز کنید که انگار توی این مملکت زندگی نمی کنید :|
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۰۲:۰۶ פـریـر بانو
خوشحالم اینو می شنوم. خلاصه امید داشته باشین چون این مسئله اصلا جزو غیرممکن ها نیست. چشمتون هم بی بلا :)
خیلی هم ممنون :)
چرا اومدم در خونتونو زدم مامانت گفت هنوز نیومدی :| چون اینجا رو باز کردی حدس زدم 300 کیلومتر راه اومدی :| بعدشم تو چه طور عمویی هستی که دیگه کارای حلما برات شیرین نیست؟

+:) اینم پس میگیری:|
دم مامانم گرم :)
نگفتم کارهای حلما شیرین نیست... گفتم بامزه نیست... تازه شاید برای من بامزه و شیرین باشه اما برای خواننده های اینجا نباشه... دلایلم قانع کننده بود؟... الآن میگه نه :|
+ گفتم که... پس گرفته نمی شود... حتی D:
تو که جوابمو میدونی چرا باز سوال میپرسی آخه این چه مرضیه اخیرا گرفتی؟:|

+ حتی و کوفت :|... جرات داری پس نگیر:|
گفتم شاید ایندفعه جوابت متفاوت باشه که فهمیدم اشتباه فکر می کردم :|

+ یا ابوالفضل... آقا من پس گرفتم :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">