آبو









امروز

شنبه, ۲ آبان ۱۳۹۴، ۰۸:۰۱ ب.ظ

+ نمی دونم فیلم راننده تاکسی مارتین اسکورسیزی رو دیدید یا نه... خیابون های امروز شهرمون خیلی شبیه خیابون های توی فیلم بود... امروز شبیه هر روزی بود غیر از عاشورا.

+ نمی دونم این دسته موزیکالی که هر سال از کنار امام زاده قاسم رد میشه ساعت مشخصی نداره یا من نمی تونم زمانش رو به ذهنم بسپرم... پارسال که فقط به ده دقیقه آخرش رسیدم... امروز هم که اصلاً بهش نرسیدم... این هم از تنها دلخوشی امروز ما... شانس نداریم دیگه.

+ بهترین کتاب فروشی شهرمون خراب شد... همراه مغازه های دور و برش... قراره مجتمع تفریحی فرهنگی بسازند... اینجا کتاب خوندن نه تفریح حساب میشه... نه فرهنگ.

+ این هم از شام غریبان امسال... اومد و رفت... به همین راحتی... از فردا همون آش و همون کاسه... فقط لیوان ها و کاسه های پلاستیکی که روی زمین باقی موندند میشن تنها نشونه های عاشورای امسال.

+ نزدیک های اذان بود که دیدم یه پسر جوون گوشه پیاده رو نشسته و روی دستش شمع روشن کرده و به غیر از شمع روی دستش به هیچ چیز دیگه ای نگاه نمی کنه... تصویر قشنگی بود... دلم میخواست یادم بمونه... انقدر شلوغ بود که نمیشد عکس گرفت... برای همین اینجا نوشتمش.


+ بشنوید.

۹۴/۰۸/۰۲
مجتبی

نظرات  (۷)

بابت کتاب فروشی متاسفم.
وقتی خرابش می کردند قفسه هاش پر از کتاب بود... فروشنده اش یکی از بهترین آدم هایی بود که تا حالا دیدم... حیف شد.
این قدر هم چیز ریاکارانه شده و از نیت اصلی دور شده ؛ یه هم چین ادمایی حکم جواهر رو دارند .
کدوم آدم ها حکم جواهر دارند؟... راستش متوجه نشدم.
۰۲ آبان ۹۴ ، ۲۲:۰۱ چنگیز سیبیل
امروز شبیه هر روزی بود غیر از عاشورا.
امسال واقعا اینجا خلوت بود همیشه باید به سختی از تو پیاده رو ها میگذشتی و ترافیک میشد تو خیابونا راه به راه دسته بود ولی امسال از این خبرا نبود تنها چیزی که تو 1 ساعتی که بیرون بودم دیدم گرفتن عکس سلفی مردم فیلم گرفتن مردم از تعزیه واسکمو فروش بود (ایکون گریه )
خجالت میکشیدم تو عاشورا وسط میدون اصلی شهر اسکمو بخورم  :((((
+کاش میشد از اون پسر عکس میگرفتی :/
+چرا صاحب مغازه کتابا رو از کتاب فروشی بیرون نیاورد بعد تخریبش کنن خو :0
اینجا خیلی شلوغ بود... مثل سال های قبل... اما شلوغی هم شلوغی های قدیم :(
+ نمیشد عکس گرفت... خیلی شلوغ بود... اگه هم بهش نزدیک میشدم از اون حالت می اومد بیرون.
+ نمی دونم :|
۰۲ آبان ۹۴ ، ۲۳:۱۱ چنگیز سیبیل
فک کنم منظور هیده  جون پسر شمع به دسته
آها... حالا ما که نمی دونیم چه جور آدمیه... فقط تصویر قشنگی داشت... همین.
مراسم عاشورای این سالها غمناک تر از حکایت کربلا داره میشه ...قیام حسینیِ دیگری می طلبه 
موافقم.
اونایی که خالصانه و بی ریا عزاداری می کنند مثلا .
دمشون گرم :)
این [بشنوید] عالی بود :)
خوشحالم که دوست داشتید :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">