آبو









نقطه سر خط

يكشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۴، ۰۲:۴۹ ب.ظ

تقریباً دو ساعت بعد از این که کارت دانشجویی رو تحویل دادم و با دانشگاه و همه خاطرات خوب و بدش خداحافظی کردم حلما یه دفتر و یه خودکار داد دستم و گفت "من خانم کلاسم... بشین درس بخون... شیطونی هم نکن... اگه بچه بد باشی با چوب می زنمت"... هیچی دیگه... دو ساعت بعد از فارغ شدن از دنیای درس و کتاب و امتحان نشستم سر کلاس اول ابتدایی... آب... بابا... آی با کلاه... آی بی کلاه :)

۹۴/۰۸/۰۳
مجتبی

نظرات  (۲۵)

فارغ شدنتون تبریک :)

خیلی ممنون :)
پسر عمه من دفترچه تلفن خونه مون رو همه ی برگ هاشو کنده بودم یکی یکی میذاشتم رو پشتی ها انگار دانش آموزام هستن بعد هم بهشون درس میدادم!!همش چسب زده بود دفترچه تلفنمون.خودم زیاد یادم نیست ولی همه این قضیه رو برام تعریف کردن...خیلی قبلنا مدرسه نمی رفتم اون موقع.
احتمالا معلم و استاد دانشگاه میشه دختر پسرعمه بزرگه :) 
کلاً دخترها قوه تخیلشون خیلی بهتر از پسرها کار می کنه :)
من که خیلی دلم میخواد معلم بشه... اما برای معلم شدن باید یه ذره لطیف تر باشه... هر وقت سرم رو می آوردم بالا با شمشیر پلاستیکی که خودش فکر می کرد چوبه جوری کتکم می زد که همه خاطرات مدرسه برام زنده میشد :|
خخخخخ حواست به درس باشه بجای پست گذاشتن ;)
کلاس تموم شد... وسط کلاس که خانم معلم اجازه نمیده پست بذاریم :)
من فقط دانشگام تموم بشه..حاضرم کلاسای فوق برنامه حلما روهم شرکت کنم
(شکلک زینب خیلی خسته)
کلاس هاش فقط یه ذره درد داره... چون به سیستم های آموزشی جدید اعتقادی نداره... ولی به ضرب المثل قدیمی "چوب معلم گله" شدیداً اعتقاد داره :)
یعنی الان زنگ تفریحی؟؟:|

نه... معلم رفت خونه اش... الآن باید مشق هام رو بنویسم :)
خخخخخ مسئله ای نیس 
اصلا رو من همون سیستمای قدیمی جواب میده
یاد مربی قبلیم افتادم واسه مسابقه که میخواست کار کنه کاتا هارو که بد میزدیم شلتق میزد و همینو میگفت
اصلاً معلم باید دستش سنگین باشه... هر چی سنگین تر بهتر :)
۰۳ آبان ۹۴ ، ۱۶:۰۵ عاشق بارون...
دلم گرفت. :) هنوز نرفتم کارای دانشگاه رو تموم کنم.
از اینکه دلتون گرفت معذرت.
:)
(:
میخوای مشقاتو بده بچه های وبلاگی کمکت کنن ... دی
نه... خانم معلم می فهمه دعوام می کنه :)
برا شمشیر پلاستیکیش گفتم
:|
معلمی؟
من؟!... نه.
آخی :)
:)
سلام :)
خدافظ :)
سلام... خدانگهدارت... زود برگرد :)
چ دلنشینن این جور پست ها. خوشمزه ان حتی:D
زیاد از حلما تعریف کنین 
وقتی میخوام از حلما بنویسم خیلی حواسم رو جمع می کنم و خیلی تمرکز می کنم روی انتخاب کلمات... شاید به خاطر همین باشه که به قول شما دلنشین و حتی خوشمزه به نظر میان :)
چشم... سعی می کنم :)
۰۳ آبان ۹۴ ، ۲۲:۴۶ نیمه سیب سقراطی
قبل اینکه کارت دانشجویی لیسانسم رو پس بدم ازش عکس گرفتم واسه یادگاری :)
اتفاقاً همکلاسی ها می گفتند ازش عکس یا کپی بگیرم... اما خیلی ازش خوشم نمی اومد... حالا شاید بعداً افسوس بخورم.
روزی که کارت دانشجوییمو تحویل دادم غمگین ترین ادم دنیا بودم ...
من نه غمگین بودم نه خوشحال.
یکم تو این 2048 راهنمایی کنید لطفا؟! :/
بازی ساده ایه... باید عددهای شبیه به هم رو بزنید به هم... اونوقت با همدیگه جمع میشن... معمولاً برای راحتی کار عدد بزرگتر رو باید بذارید گوشه سمت راست بالا یا گوشه سمت چپ بالا... بیشتر از این بلد نیستم.
۰۴ آبان ۹۴ ، ۱۴:۱۵ فروردین دخت
دانشجویی خوب است...تمام شدن درس خوبتر!
دانشجویی کجاش خوب است؟! :|
۰۵ آبان ۹۴ ، ۲۱:۰۰ چنگیز سیبیل
نیستی کلا 
کجایی 
این الان خوب نوشته بود تو لینک کردی ؟؟
این درد وبلا نوشته بود:/
سلام :)
من همیشه هستم.
بعضی وقت ها درد و بلا نوشته ها هم می تونند خوب نوشته باشند :)
۰۵ آبان ۹۴ ، ۲۱:۱۴ چنگیز سیبیل
چه جالب پس چرا خودت و بروز نمیدی؟

درد بلا نوشته به هیچ وجه خوب نوشته نی 
وقتی خوندم دلم گرفت 
به خودشم گفتم اگه یه کی دیگه اینجوری لینک کنی دیگه نمیخونم:/
بهونه ای برای بروز دادن نداشتم.

یه بار دیگه میگم... بعضی وقت ها درد و بلا نوشته خوب نوشته میشه... اصلاً همین که دلت گرفت نشون میده خوب نوشته بود :)
۰۵ آبان ۹۴ ، ۲۱:۱۶ چنگیز سیبیل
سلام :)
الان یادم اومد
علیک سلام :|
۰۵ آبان ۹۴ ، ۲۱:۲۱ چنگیز سیبیل
اون خوب نوشته نیست کوفت نوشته است
چه لذتی در غمگین کردن آدما هست ؟
چه خوبی پشت غم هست ؟
میتونی هر وقت دلیلی برای بروز دادن
 نداشتی بیای یه سلامی کنی 
شاید بتونی خودتو بروز بدی
درباره این مسئله باید یه بحث مفصل داشته باشیم... اینکه بعضی وقت ها غم بیشتر از شادی باعث خوب شدن حال آدم ها میشه... درباره بروز دادن هم به روی چشم :)
۰۵ آبان ۹۴ ، ۲۱:۳۲ چنگیز سیبیل
این بحث مفصل که نتیجه اش از قبل مشخصه بذاریم  واسه بعد چون من هیچ جوره سنگر شادی رو واس خاطر غم خالی نمیکنم

چشمت بی بلا :)
باز هم به روی چشم... بذاریم برای بعد :)
پستتون پر از حس های خوب بود بخاطر حلما
تو این دنیا فقط دنیای بچه ها از همه قشنگ تره
وقتی این پست ها رو میخونم خیلی خوشحال میشم که قراره ایندم با دنیای بچه ها
رقم بخوره
خوشحالم که خوشتون اومد... و خوش به حالتون به خاطر آینده ای که قراره با دنیای بچه ها رقم بخوره :)
۰۷ آبان ۹۴ ، ۱۷:۲۳ مهدی اصغری
بله خب
:|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">