آبو









Shift + Delete

سه شنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۴، ۱۱:۵۷ ب.ظ

تا حالا هیچ قصه ای رو اونجوری که دوست داشتم تموم نکردم... برای همین خیلی از قصه ها رو اصلاً شروع نکردم... قصه ها خیلی راحت شروع میشن... بعضی وقت ها فقط یه لحظه و یه نگاه و چند ثانیه مکث کافیه برای شروع یه قصه توی ذهنت... اما هیچ کدوم از این لحظه ها و نگاه ها و مکث ها به نتیجه نمیرسه... برای همین یه شب مثل امشب تصمیم می گیری تمومش کنی... قصه ها رو نه... تصمیم می گیری دیگه نگاه نکنی... مکث نکنی... هیچ لحظه ای رو با لحظه قبلی متفاوت نبینی و از کنار همه اتفاقات ریز و درشت خیلی راحت بگذری... و همه نصفه نیمه ها رو از بین ببری... وقتی نمی تونی قصه ها رو اونجوری که دلت میخواد تموم کنی بهتره هیچ وقت شروع نکنی... اینطوری خیلی بهتره.

۹۴/۰۸/۲۶
مجتبی

نظرات  (۲۵)

۲۷ آبان ۹۴ ، ۰۰:۰۴ چنگیز سیبیل
الان یعنی +۱۸ هم شروع نمیکنی؟:))


کلا پستت ابهام داشت
چیز دیگه نداری ادم بخونه؟
تا به چی بگیم +18 :)

از ابهام خوشم میاد... تا چند دقیقه پیش چیزهای خوندنی زیاد داشتم... همه رو پاک کردم.
اینطوری بهتر نیست به نظرم :)
چرا؟
۲۷ آبان ۹۴ ، ۰۰:۲۳ چنگیز سیبیل
هورا :))))
اول شدم:)
:|
خیلی مهمه؟!!!
۲۷ آبان ۹۴ ، ۰۰:۳۳ چنگیز سیبیل
این اصن ربطی به تو نداره :/


تسلیم... چرا می زنی؟ :)
۲۷ آبان ۹۴ ، ۰۰:۳۹ چنگیز سیبیل
تا تو باشی دیگه ضد حال نزنی
 هروقت من ذوق کردم تو هم ذوق کن :)

هورا :))
تسلیم شد:))
در ضد حال زدن لذتی هست که در ذوق کردن نیست :)
شروع نکردن بهتر از یک شروعِ که باب میلت نباشه ...برای همینه که خیلی وقته میخوام که شروع کنم ! :))
:|
۲۷ آبان ۹۴ ، ۱۰:۳۶ نفس نقره ای
خب نمیشه دیگه! جلوی مغز رو نمیشه گرفت که :|
جلوی مغز رو نمیشه گرفت... اما جلوی دست رو میشه گرفت.
میدونی چنگیز سبیل دستت درست خوشم میاد از این اذیتکردنو جواب دادنت ....حیف که دیگر پیر شده ام باشد که نوادگانی چون تو حال این آبو را بگیرد :|
درست نیست... چند نفر به یه نفر آخه؟ :)
من خیلی از قصه ها رو تو ذهنم شروع کردم و دلمم نمیاد تمومشون کنم ... امّا هیچوقت این رویاها به واقعیت تبدیل نمیشن و وقتی که به این موضوع فکر میکنم بدترین لحظه خیال پردازیامه ...
:(:
اوهوم... موافقم.
۲۷ آبان ۹۴ ، ۱۵:۱۴ سپیده برون
مجتبی شیقت دیلیت از بهترینِ آفرینش هاست...
نمی دونم... شاید.
۲۷ آبان ۹۴ ، ۱۵:۵۴ ✿شمیم زندگی✿
نمیدونم چی بگم بایدفک کنم
فکر کنید :)
آبو من یه خدافظی مصلحتی کردم زودی اومدی گفتی خدافظ وقتی اومدم چرا نیومدی بگی سلام هاااان؟؟؟؟:|
چون خداحافظی واجبه اما سلام مستحبه :)
من که خیلی متوجه نشدم
ولی یجا موندن میدونم که خیلی خوب نیست
:|
این دقیقا همون کاریه که من کردم و دیگه هیچی نمیتونم بنویسم.
جالبش این جاس که نه راضی م نه پشیمون!.
من هنوز پشیمون نشدم... اما به احتمال زیاد به زودی پشیمون میشم.
۲۷ آبان ۹۴ ، ۲۳:۱۲ چنگیز سیبیل
اسرا جون خوش حالم که خوشحالی نوادگانتو بیار :)

درضمن سلام عزیزم خوش اومدی  از مجتبی هم زیاد انتظار نداشته باش روابط اجتماعیش پایینه به دل نگیر:)

+مجتبی تو هم بعدا با نوادگان اسرا؛ افشینو بیار چنگیز تحویل بگیر:))
:|

روابط اجتماعی رو خوب اومدی :)

+ با افشین من شوخی نکنید خواهشاً :)
۲۸ آبان ۹۴ ، ۰۰:۱۱ چنگیز سیبیل
من هیچ وقت با شا گردام شوخی نمیکنم 

تازه واسه چنگیز کردن افشین 
از تو نصف قیمت میگیرم  تازه
چون تویی شاید قسط بندیم کردم:)
شعارم اینه یه افشین بدین دوتا تحویل بگیرین 
چون چنگیز اندازه دوتاست :))
افشین باید عین خودم بشه... نه یه ذره کمتر... نه یه ذره بیشتر... معلم هم لازم نداره... خودم بهش درس میدم... درس مجتبی شدن :)
۲۸ آبان ۹۴ ، ۰۰:۱۶ چنگیز سیبیل
درس مجتبی شدن؟؟؟
یا خدا خودت به این طفل معصوم یه رحمی بکن://


کدوم طفل معصوم؟... مجتبی یا افشین؟ :)
۲۸ آبان ۹۴ ، ۰۰:۲۵ چنگیز سیبیل
تو طفل معصومی نه من یه پرسش دارم تو طفل معصومی ؟

افشین وبده من یه چیز درس حسابی یه چنگیز واقعی تحویل بگیر 
رحم کن به بچه:))

من طفل معصوم نیستم آیا؟... حالا درسته طفل نیستم... اما معصوم نیستم آیا؟

من چنگیز نمیخوام... افشین میخوام.
۲۸ آبان ۹۴ ، ۰۰:۳۳ چنگیز سیبیل
تو معصوم نیستی از بیماری اعتماد به نفس کاذب برخورداری
خوب میشی نگران نباش:)
+ افشینو بده به من تا بهت بگم
با اعتماد به نفس کاذب موافقم... خیلی هم خوب... قصد خوب شدن هم ندارم :)
+ ای بابا... چرا بی خیال نمیشی؟... من افشین رو به هیشکی نمیدم.
۲۸ آبان ۹۴ ، ۰۰:۳۸ چنگیز سیبیل
میخوام دنیا رو از امثال تو نجات بدم 
هدفم خیر :)
پسره ی ضد حال ٬ دارای اعتماد به نفس کاذب:)
فرداشب خوش بگذره 
پستای منم یادت نرن:)

روزی که دنیا از امثال من خالی بشه این دنیا دیگه جایی برای زندگی کردن نیست.
فرداشب چرا باید خوش بگذره؟!
سعی می کنم... اما قول نمیدم :)
۲۸ آبان ۹۴ ، ۰۰:۴۳ چنگیز سیبیل
حالا فرداشب که خوش گذشت میفهمی واسه چی گفتم

شب خوش:)
تمام تلاشم رو می کنم تا فرداشب خوش نگذره :)

شب به خیر :)
منم که بر لب جوی نشینم گذر عمر ببینم:))
چرا ؟!
قصه تو قصه شد نفهمیدم چی گفتی :|
چیز مهمی نگفتم :)
میتونی تو ذهن خودت اونجور ک دوس داری تموم کنی...
اینطور نیست؟
نه... همیشه اینطور نیست... یعنی همیشه اون چیزی که دوست داریم چیز خوبی نیست.
اولا افشین من افشین من نکن آبو
دوما هانیه خانوم همون چنگیز سبیل روابط عمومی داریم تا روابط عمومی فک کنم روابط عمومی آبو یخ زده :|
سوما آ، آبو جواب سلام هم واجبه :|
چهارما چنگیز سبیل ..... حالا بعدا میام حرف میزنیم :)
چشم :)
موافقم.
علیک سلام.
:|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">