آبو









حرف های یکی مانده به بینهایت

دوشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۳۹ ب.ظ

معمولاً حرف نمی زنه... بیشتر نگاه می کنه و میشنوه... اما همین که یه ذره بشناسیش حرف هاش رو میشنوی... حرف هایی که دلش میخواد به زبون بیاره اما نمی تونه... در کل موجود مزخرفی نیست... فقط بعضی وقت ها جواب دادن به سوال هاش یه ذره سخته... مثلاً یه بار گفت "تا حالا شده دلت بخواد بمیری؟"


+ ببینید.

۹۴/۰۹/۰۹
مجتبی

نظرات  (۲۶)

چه سوال خوبی... اما من برعکسش میکنم...تا حالا شده دلت بخواد نمیری؟؟؟
اما من خیلی دوست دارم بمیرم در اوج عاقبت به خیری . از استرس های این دنیا خیلی بدم میاد...
هم شده دلم بخواد نمیرم... هم شده دلم بخواد بمیرم... اما بیشتر دلم خواسته بمیرم :)
۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۲:۴۴ چنگیز سیبیل
سلام
علیک سلام :|
۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۲:۵۲ چنگیز سیبیل
:(((((((
اول نشدم :(((
اقا میشه یه پست دیگه بزنی من اول شم:)
درضمن اینقد این بچه یکی مونده به بینهایت رسیدگی نکردی پست نوشنش ضعیفه 
این چی بود این نوشت اخه :/
دوم هم خوبه... برای اول شدن باید بیشتر تلاش کنی.
یکی مونده به بینهایت خیلی هم بچه خوبیه... پستش هم خیلی خوبه... حالا به سوالش جواب بده.
۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۲:۵۴ نرگس هستم
این فیلمه اسمش چیه؟
میهمان داریم (محمد مهدی عسگر پور)
+ فیلم جالبی نیست... البته به نظر من.
۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۲:۵۹ نرگس هستم
شهرزاد رو میبینین؟
نه... سریال زیاد نگاه نمی کنم... تعریف بد هم ازش زیاد شنیدم.
۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۳:۰۴ نرگس هستم
خیلی بده:|
ولی من همشو نگاه میکنم
:|
:|
خیلی عجیبه... درک این کامنت یه ذره سخته :|
۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۳:۰۹ نرگس هستم
:D
فکرشو بکنین من تو دوران امتحانات برای فرار از درس میشینم تمام سریالای کره ای 
موجود در طبیعت رو نگاه میکنم و شبش موقع خواب با حالت تهوع میخوابم:D

در دنیای تو ساعت چند است چی؟ این دیگ آخریشه

سریال های کره ای که غیر قابل تحمل اند... من حاضرم شبانه روز درس بخونم اما سریال کره ای نبینم.

در دنیای تو ساعت چند است رو هم ندیدم... خوبه؟
۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۳:۱۳ نرگس هستم
تازه یه وقتایی بینگ بنگم میبینم. اوضاعی کلا:D

منم ندیدم. میخواستم بدونم خوبه یا نه:)
من کتاب خوندن رو برای فرار از درس خوندن ایام امتحانات شروع کردم... این عادت باهام موند تا حالا... وقت هایی که امتحان ندارم نمی تونم کتاب بخونم :|
۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۳:۲۰ نرگس هستم
:))
خوش ب حالتون ک دیگ امتحان ندارین.
اون اوایل فکر می کردم خوش به حالم میشه... اما نشد... تازه روزهای سخت داره شروع میشه.
۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۳:۲۳ نرگس هستم
امروز دبیر فیزیکمون گفت امیدوارم تا آخر عمر بدترین اتفاق زندگی تون همین درس و امتحان باشه. حرفتون منو یاد حرفشون انداخت
من براتون دعا میکنم
الآن حرف دبیر فیزیکتون رو خیلی خوب درک می کنم.
ممنون :)
۰۹ آذر ۹۴ ، ۲۳:۲۵ نفس نقره ای
ای بابا :/
چرا ؟!
مگه نگفتی کم اپ میکنم چرا اپ کردی هان؟؟؟؟چنگیز میبینی روزگارو از پشت خنجر میزنه؟چنگیز سپرده بودم سرکارش بزاری پ چی شد؟؟دی
رجوع شود به کامنت پست قبلی :|
بقیه اش دیگه به من ربطی نداره... چنگیز بیا جواب بده :)
رجوع کرده بودیم :|
مگر نگفتی کم اپ میکنیم من یه تعارف زدم یو چرا پست گذاشتی ؟
تعارف اومد نیومد داره دیگه :)
هیچوقت فکرشم نمیکردم دلم بخواد بمیرم. و از اون جایی که معمولا تا فکر میکنم یه چیزی هست که هیچ وقت واسه من اتفاق نمیفته این روزها به شدت ارزو میکنم بمیرم!
من هم.
به قول فریدون:

اگر زشت و اگر زیبا...
اگر دون و اگر والا...
من این دنیای فانی را... هزاران بار از آن دنیای باقی دوست تر دارم...
نمیخواهم بمیرم...
نمیخواهم از اینجا دست بردارم...
نمیخواهم...
مگر زور است؟؟؟

+ خیلی وقتا اینجوری فک نمیکنم البته :) ولی خیلی دوس دارم همیشه اینجوری فک کنم!!
+ کم پیش میاد که اینجوری فکر کنم.
۱۰ آذر ۹۴ ، ۱۳:۴۸ ٭★ زهرا★٭
سکوت خوبه... حرف که زیاد بزنی...از حرفت یه چیزهایی تفسیر می کنن و همونو میکنن چماق تا بکوبونتت...
همین سکوت شما خوبه...

در مورد سوال
شده بخوام بمیرم...قبل از شناخت خدا دلم می خواست بمیرم...
اما حالا که خدا رو دارم
و حالا که هدف دارم‌...
دیگه آرزوی مرگ ندارم...
هرچند زندگی بازی وحشتناکیه...
وحشتناک...
:)

اوهوم... خیلی وحشتناکه.
۱۰ آذر ۹۴ ، ۱۷:۵۳ چنگیز سیبیل
ین پست که بسی مزخرف بود
انگار از رو پست پایینی تقلب کرده بود 
مگه از ما سوال کرده؟
عارضم خدمتت که اولین بار که یادم میاد که خواستم بمیرم ۷-۹ سالم بود چون میگفتم بچه ام اگه الان بمیرم صاف میرم بهشت 
بعدا فهمیدم اصن فرق نداره کی بمیرم هر وقت که باشه بلیطم مسقیم زیر درخت سیب کنار رود جاری وزلال :))
یکی مونده به بینهایت گفت دیگه چیزی نمی نویسه.
حالا هر وقت رفتی کنار درخت سیب یاد درخت نارنگی اتاق من هم باش :)
۱۰ آذر ۹۴ ، ۱۷:۵۴ چنگیز سیبیل
مجتبی بیا برای پست جدیدم نظر بذار 
منتظرم:)
کدوم پست جدید؟!!!
۱۰ آذر ۹۴ ، ۱۸:۵۲ چنگیز سیبیل
باشه البته اول واسه خودم یه درخت فندق سفارش میدم چون بهشت بدون فندق معنایی نداره بعدش درخت نارنگی تو رو میفرستم دقیقا وسط اتاقت :)
یعنی چی کدوم پست ؟ 
همین پستی که جدید نوشتم دوس دارم نظرتو بدونم 
دستت درد نکنه :)
من هر چی نگاه می کنم پست جدید نمی بینم :|
من باشم میگم نه، نخواستم تاحالا ...
دمت گرم :)
۱۰ آذر ۹۴ ، ۲۲:۰۶ چنگیز سیبیل
دارم میگم بیا واسم نظر بذار 
نظرتم راجع به عکس پست بگو :/ 
یه بار دیگه نظرای منو حذف کنی نظراتو حذف میکنم:)
باشه... اومدم.
۱۰ آذر ۹۴ ، ۲۲:۲۹ چنگیز سیبیل
هی چرا جواب تو عوض کردی همون جوابی که خصوصی فرستادی بذار که سرکاری باحالی بشه دیه:/
سرکاری یعنی چی؟!!! :|
برای پست جدیدت نظر گذاشتم... نخوندی هنوز؟!
۱۰ آذر ۹۴ ، ۲۲:۵۹ چنگیز سیبیل
من مگه تو ام که برم سرکار :)
اسرا ؛ عزیزم به هر حال ما تاجاییکه تونستیم این ابو رو گذاشتیم سرکار ولی نظرای گهربار منو حذف میکنه :/
به جان خودم شوخی نمی کنم... نظرم دستت نرسید؟!
ای بابا از یه راه دیگه سعی کن
اصن سعی نکن 
من مثه تو نیستما من پوستم لطیفه:)
این بلاگفا باز هم داره اذیت می کنه... به هر حال میخواستم بگم پست مزخرفی بود... همین.
۱۰ آذر ۹۴ ، ۲۳:۲۴ چنگیز سیبیل
خودتی:)

:|
مگه قرار بود خودم نباشم؟!!!
۱۱ آذر ۹۴ ، ۱۶:۱۸ اقای روانی
گل پسر بیا یه نمره بده به خودت دیگه :)
نمیخواستم به خودم نمره بدم... اما باشه... اومدم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">