آبو









مجتبی هستم یک معتاد

سه شنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۳۰ ب.ظ

نمی دونم دقیقاً چه روزی بود... اما یادمه اواسط بهمن ماه بود... سال 89... یعنی همین روزها میشه پنج سال... چند بار خواستم ترک کنم... اما نشد... هر چی بیشتر گذشت وابسته تر شدم... و حالا ترک کردنش از همیشه سخت تر شده... الآن فقط یه سوال دارم... آدم هایی که وبلاگ ندارند چه طوری زندگی می کنند؟!


+ بشنوید.

۹۴/۱۱/۰۶
مجتبی

نظرات  (۷۳)

تو ترک بودین جدیدا؟
تقریباً :)
از دید خودشون به آسونی ولی دید ما میگه به سختی!
از دید من خیلی بیشتر از به سختی :)
مث خارجیا که بدون ته دیگ سیب زمینی هنوز زنده ان!:دی
:|
والا!

+من به گفته پرشین بلاگ از مرداد 86 درگیرم...جولیک هستم یک معتاد!:دی
خارجی ها واقعاً ته دیگ سیب زمینی ندارند؟!!!... پس به چه امیدی زندگی می کنند؟! :)

+ خیلی هم خوب :)
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۳۳ طاها میرویسی
واقعن !
واقعاً درسته.
کاش میشد یه چیزی بگم یکم دلم خنک شه
:)
هر چی دلتون میخواد بگید... هر چی که دلتون رو خنک می کنه :)
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۳۶ فاطیما کیان
ترک نمیشه هیچ جور , یک ماهم ننویسیم باز برمیگردیم و مینویسیم
خیلی هم خوب :)
چنگیز صورتم شطرنجی مقام سوم :(
سوم؟!!!... هفتم :)
برا منم این سواله:/
خدا رو شکر ما موافقت شما رو هم دیدیم :)
خدا ازتون نگذره:|
:D
ممنونم :)
با نام یاد خدا مرحله اول دادگاه صحرایی در بارش برف اغاز میشه
اولا من گفتم میرم گفتی خدافظ
فاطمه گفت ...گفتی یه مدت استراحت کن برگرد اون وقت چرا هان؟؟؟؟؟
من تا ده بمونم جلو مهد خوبه؟
منمیرم اونم کوتاه میگی راحت شدیم ؟
جان خودم همه اینها شوخی بود... وگرنه میخوام دنیای مجازی نباشه وقتی آبوی آبو نباشه :)
برام سواله اما نمیخوام بدونم بس الکی خوش خوشانت نشه ایششششش:/
گفتم این موافقت مشکوکه :|
دلم خنک نشد ولی:|
یه چیز دیگه بگید شاید خنک شد :)
من یک معتاد به ترکم خودم . یعنی یک مدت هستم و چند سال نیستم و همین منوال و عین خیالمم نیست .

یعنی ترک نمیکنم . اصولا زورکی میام اینجا .

چند سال نیستید؟!!!... من به سال نمیرسم... حتی بیشتر وقت ها به ماه هم نمیرسم... خوش به حالتون :)
نه الان خدافظ برا من برا فاطمه دختر عمه استراحت کن هااااان؟؟؟؟
ای چنگیز جان تک تک سیبیلات دیگه با خاک کوچه یکی شدم:/
و این که من تا ده جلو مهد بمونم خوبه؟
اولاً دخترعمه نه... دختردایی... دوماً چرا پای دختردایی رو میکشی وسط؟... سوماً من در جواب کامنت قبلی هم گفتم که اینها شوخی بود... چهارماً مگه خداحافظی بده؟!... هم خدا خوبه هم حافظ :)
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۴۸ وحشی بی فقی
خب من الان دقیقن برعکس :))
نمی‌تونم با وبلاگم کنار بیام. :|
هی نمی‌شه خودم باشم. -_-

در جواب سوالتون ؛
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده اصلن زنده‌گی ندارم :|
من هم بعضی وقت ها این مشکل رو دارم... خیلی هم بد نیست :)
خیلی خیلی خیلی...
بدین

اه
احساس عجز فراوان میکنم!
اگه احساس عجز می کنید می تونید از یه نفر کمک بگیرید :)
کسی نیست کمکم کنه. شما خودتون نمیتونین کمکی کنین؟
فکر کنم خانم اسرا بتونند کمکتون کنند :)
الان دلم میخواد پای فاطمه هم این وسط باشه تو محاکمه من دخالت نکن قول نمیدم که خون دماغ نشی:/
به من چه که شوخی کردی...جواب گو باش:/
اگرم جواب گو نیستی در مورد مجازاتت با چنگیز یه جلسه بزاریم/:
دیگه باید چی بگم؟!!!... همه چی رو گفتم دیگه... اگه جواب هام قانع کننده نبود جلسه رو برگزار کنید :(
نرگس چی شده بگو کمکت میکنم:)
رو این آبو حساب نکن ممکنه با این کاراش دیوارسالمی نمونه خونتون:/
:|
تو همین ماهی که گذشت دقیقا شیش بار تصمیم گرفتم حذف کنم و برم کاملا یهویی !:|

اما نتونستم :)

ماهی شیش بار خیلی زیاده... برای خودش یه رکورد به حساب میاد :)
پس من همینجا درخواست میکنم از اسرا کمی پیگیر پرونده ی من هم باشه چون من خودم از پسش بر نمیام:| با تشکر فراوان:D
اسرا خانم تحویل بگیر... تیمتون قوی تر شد... سه نفر به یه نفر... این خیلی ناعادلانه ست :(
گفتم درس خوندی چی یاد گرفتی گفتی درس نخوندم جواب کامنت ها رو قشنگ بدم اما قانع کننده که میتونی بدی:/
یعنی مجازاتت هر چی باشه باید قبول کنی:/
و این که من بچه قانعی نیستم حالا فکرشو بکن با حرف های تو قانع بشم ایششششش:/
دیگه قانع کننده بودنش به من ربطی نداره... به شنونده مربوطه که باید قدرت قانع شوندگی خودش رو ببره بالا... یعنی چی مجازات هر چی باشه باید قبول کنم؟!... من اعتراض دارم... کجا به اعتراضم رسیدگی میشه؟ :)
بی معرفتی و بی اهمیتی و آدم بدی بودن
مشکلم ایناست

بی معرفت بودن
خیلی خیلی بی معرفت بودن.
من فقط می تونم بگم "من معذرت میخوام" :)
نه هر ماه که اینطوری نیست!تو ماه های دیگه یکی دوباره! :)

اما تهشم نمی رم ...می دونم :/

خیلی هم خوب :)
در هیچ جا رسیدگی نمیشه حکم اینه :/
میخواستی خوب قانع کنی با کلماتو جملات بازی نکن:/
چنگیز ....دست و جیغ و هوراااااا
هورا هورا هوراااااا
دیش دام دالام دام 
یه فکری برا مجازاتش به ذهنم رسیده که نبات بگم کمه:دی
صب کن بیام بهت بگم در مورد مدتش صحبت کنیم:دی
الآن من اگه بگم "اگه با چنگیز میخوای حرف بزنی چرا اینجا حرف می زنی؟" هم به مجازاتم اضافه میشه؟... اگه اضافه میشه نمیگم :|
کجا سه نفر به یه نفر ایشون وکیل میخوان که حقشونو بگیرن:/
آخر ما نفهمیدیم شما وکیلی یا قاضی یا شاکی؟
وبلاگ و وبلاگنویسی پاکترین و بهترین شبکه اجتماعی و به نوعی ماندگارترینشون هم هست :))
به شدت موافقم :)
آخه معذرت خواهی واسه وقتی ک آدم نخواد دوباره کار قبلی شو انجام بده
الآن من چی کار کنم؟ :|
در جواب کامنت من اگه بگی هوا ابریه به مجازاتت افزدوه میشه :/
مجازات نیس که باقلواس:دی
افزدوه نه... افزوده :)
+ اگه غلط تایپی یا املایی بگیرم به مجازاتم اضافه میشه؟
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۱۳ مــــــــ. یــ.مــ
:)))
آخ که علت سوال من امروز از شما همین بود 
:||
حس میکنم باید در اوج وابستگی با چیزی یهو حذفش کنم وگرنه بیچاره میشم :||||
مثل دی اکتیو کردن تلگرام 
پاک کردن تمام لیست پخش ِ موسیقیم :||
:$
بابت راهنمایی هم مممنون
موافقم... به غیر از موسیقی با بقیه موافقم :)

خواهش می کنم :)
هیچی
چشم :)
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۱۷ نفس نقره ای
واقعا منم نمیفهمم :| چجوری اولویتشون اینستاگرامه؟ :/
من هم نمی فهمم :)
ابو الان باز حرف بزنی یا تو رو میکشم خون دماغ شی یا باز خون دماغ میشی :/
من هر چی خیر صلاحم باشه:دی
منتظر مجازات در اسرع وقت باش :/
الآن یعنی من حرف نزنم؟!... پس چه جوری به کامنتت جواب بدم؟!
منتظرم :)
بی معرفت هم نباشید
سعی می کنم :)
باید چشم با لبخند میگفتین:|

به مخاطب های وبلاگتون هم اهمیت بدین
من معذرت میخوام :)

چشم :)
نرگس خانوم خوب ببین ابو هر چی میگه یکمیش چاخانه:/
در کل اخلاقش شبیه یه نفره کمی تا قسمتی اشنایی دارم بیا یه چند دوره کلاس بزارم برات:/
شب همگی بخیرo_O
نرگس خانم این اسرا خانم هر چی میگه درست میگه :)

+ الآن این جمله بالا از مجازاتم کم نمی کنه؟

شب به خیر :)
من مشکلم حل شد:) ممنون:)

شب بخیر:)
خواهش می کنم :)

شب به خیر :)
سلام
رامین هستم . یه معتاد
سوال جالبیه . ب نظر من زندگی نمی کنن اصلن اونا :|
سلام :)

جواب جالبی بود... ممنون :)
۰۷ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۰۶ الف_لام _ناز :)
همین اندک‌ (!) لذت زندگی رو هنوز نچشیده اند!
موافقم :)
دل کندن اگر کار آسانی بود 
فرهاد به جای بیستون دل می کند
و یا
اثر انگشت ما از قلب هایی که لمسشان کردیم
 هیچ وقت پاک نمی شوند...
:)
یاد یه پستی افتادم،که طرف گفته بود الان من مثال بارز انگل جامعه هستم! :) حال شما؟ :دی
خوبم... خیلی ممنون... یادآوری خوبی بود... باز هم ممنون :)
۰۷ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۱۷ چنگیز سیبیل
ادم هایی که وبلاگ ندارن خیلی راحتو بی دغدغه زندگی میکنن
مشکل این ندارن چه پستی بزنن که به کسی بر نخوره 
به کامنتا چه جور جواب بدن 
و اینکه دو روز که به رفیق مجازیشون سرنزدن 
یا دوتا پست متوالی واسش نظر نذاشتن 
خیلی راحت زندگی میکنن :)
+خواهش میکنم


اوهوم... راحت زندگی می کنند... من هم خیلی دلم میخواد راحت زندگی کنم... اما نمی دونم چرا نمی تونم.
پسرعمه بنظرم شما سه تا برید خودتونو به حمید جبلی و ایرج طهماسب معرفی کنید، شاید نظرشون برگشت امسال عید برنامه درست کردن.
اکشالی نداره که
خوفم هست تازه 
من موافقم... حاضرم در نقش جیگر بازی کنم :)
۰۷ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۴۲ چنگیز سیبیل
الان مثلا تو از این دغدغه ها داری که اسرا داره محاکمه ات میکنه ؟
نرگس میگه بهش سر نمیزنی 
اصن اخرین بار که واسم نظر گذاشتی یادت هست :/
دیگه از این راحتر  که تو هستی زیاده خواهیه:)
من از همه معذرت میخوام... اما من بی گناهم :)
آخرین باری که برات نظر گذاشتم همین چند دقیقه پیش بود... یادت نیست؟!!!
۰۷ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۵۰ چنگیز سیبیل
با این معذرت ها از بار مجازاتت کم نمیشه 
من وساطت تو پیش اسرا نمیکنم:)
اون که نظر نبود٬ تو باخودت فک کردی چنگیز حواس پرتی داره عایا؟ به قول اسرا ایکون تکون دادن سر به نشانه تاسف
نظر راجع به پست منظورم بود:)
وقتی نظری ندارم چی بگم آخه؟!
۰۷ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۵۶ چنگیز سیبیل
واویلا
الان گفتی پستای من به گونه ایی هستن که نظر نمیخواد :|یعنی الان پست مجتبی هستم یک معتاد ۴۴ تا نظر میشه راجه بهش داد ولی راجع به پستای من نه
باید با اسرا راجع به مجازاتت تجدید نظر کنم:)

این 44 تا نظر نصف بیشترش حاشیه ست... این مجازات شما کی تموم میشه من یه نفس راحت بکشم... خدایا خودت شاهدی که من بی گناهم :(

من یه بار تو وبلاگ نوشتم من معتادم، یه بنده خدایی پرسید چی میکشی؟!!! :/ 

حالا تو چی میکشی؟!؟!!؟!!! :) 

سوال خوبی بود :)
۰۷ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۰۵ نیمه سیب سقراطی
ما همه ـمون معتادیم ! موهتااااااااااااد ؛)
خیلی هم خوب :)
کلن هممون معتاد شدیم ..
خوش بحال اونایی که دردسر وبلاگ ندارن -_-
خوش به حالشون :)
جیم هستم.. یک معتاد :))
ترک نمیشه اصلا لامصب آخه :|
+ من از مجازات شما اطلاعی ندارم.. اما باهاش موافقم :|
از اون لامصب های خوبه :)
+ :|
یعنی حرف های من حاشیه اس؟؟؟؟:|
نه... حرف های من حاشیه ست :|
ببین چنگیز به نظرم همون یه هفته چه با ریخت چه بی ریخت خوبه :|
:|
چنگیز الان نظرت؟؟ نقاشیم خوبه قشنگ نچسب بودنشو نشون دادم ها :دی
البته یه چند تا مجازات دیگه هم براش در نظر دارم که یکیشو بفهمی باید آب قندبدم بهت : دی
نه الان بگو حرف های من حاشیه اس؟:| بگو کاریت ندارم ؟:|

نقاشی جالبیه... ممنون :)
اگه مجازات بعدی هم در همین حد باشه خوبه :)
هر کامنتی خارج از موضوع این پست میشه حاشیه دیگه... مثل همین کامنت... چیز بدی نیست :)
نقاشی جالبیهO_o؟؟؟
من دیگه حرفی ندارم :|
بله... خیلی هم جالب :)
دقیقن سوال منم همینه ، چطوری واقعن ؟
دقیقاً... واقعاً... دو تا غلط... 18 :)
خوبه که وبلاگ دارین. مگه آدم چندبار با آدم خوبی مثل شما میتونه آشنا بشه؟!
[ آیکن نیش از بناگوش در رفته ] + [ آیکن دست و جیغ و هورا ]

ممنونم :)

+ من یه همچین آدم خوبی هستم... قابل توجه چنگیز خان، نرگس خانم و آبوی آبو :)
چنگیز این حکاتش چرا اینقده جلفه؟:|
:)))))
جلف بودن بعضی وقت ها لازمه :)
۰۸ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۲۹ مامان نرگس
سلام
وابستگی به وبلاگ داشتم الحمدلله ترک کردم
فعلا معتاد به نتم اون روهم سعی دارم بزودی ترک کنم
و به یه بازی مسخره که قراره بعد از دو مرحله دیگه اونم ترک کنم
چقدر وابستگی های بیخودی زیادی داشتم و دارم که سزاوار ترک هستن
سلام :)
خیلی خیلی به اینجا خوش اومدید :)
خیلی خوبه که عادت هاتون رو انقدر راحت ترک می کنید... دعا کنید من هم بتونم ترک کنم :)
۰۹ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۳۸ چنگیز سیبیل
این حرکاتش به عمه وسطیش رفته :|

اسرا محدثه رو پیدا کن باید هدایتش کنیم :))
بیچاره عمه وسطی :)
۰۹ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۰۳ پریســـا عسڪری
خیلی خوشحالم که اینجا پیداتون کردم
تو بلاگفا میخوندمتون .. وقتی رفتم از بلاگفا دیگه نخوندمتون .. چه خوبه اینجا پیداتون کردم :)
سلام... به اینجا خوش اومدید :)
پنج سال !!!!!
زمان زیادیه :)
زمان قدیم پنج سال زیاد بود... الآن زیاد نیست :)
مجازاتتون مبارک :)))))))))))))))))) 
ممنونم :)
ایشالله قسمت شما هم بشه :)
چنگیز فک کنم محدثه دچار سو تفاهم شده:/
فک غلطه... فکر درسته :)
وبلاگ قبلی تون رو خوندم حس کردم اون جدیده و اینجا قدیمیه.
وبلاگ قبلی یعنی این ؟
از نظر من زنده موندنشون از عجایبه :|
از عجایب هشت گانه :)
سلام
یعنی تا این حد؟
سلام.
حتی بیشتر از این حد :)
بله
اونجا رو خیلی بیشتر از اینجا دوست دارم.
خوبه آدم گذشته ش رو دوس داشته باشه
ولی حتما یه چیزی هم تو زمان حال پیدا میشه که دوس داشتنی باشه
درسته... اما برای من همیشه گذشته قشنگ تر از زمان حال بوده... شاید اشکال از خودمه... باید تغییرش بدم :)
۱۵ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۲۳ مهراد فروتن
نمی دونم واقعا چطوری زندگی می کنن :)))
به هر حال بازگشتتون مبارک 
ممنون از اینکه اینجا رو فراموش نکردید [لبخند]
۱۶ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۴۱ ماتادور ...
منم هستم یک معتادِ ترک کرده ی دوباره مبتلا شده!
خیلی هم خوب [لبخند]
۱۷ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۳۹ sahar hajisafarali
نمیشه بدون نوشتن زنده بود انگار.
قالب وبلاگتون رو خودتون طراحی کردین؟
اوهوم... نمیشه زنده بود.
تقریباً.
خیلی عالیه.من مشکلم با وبلاگم همین قالبشه.
خدا رو شکر من مشکلی با وبلاگم ندارم :)
۲۱ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۰۹ میچکا بانو
واقعا چجوری زندگی می کنن؟! :))
به سختی :)
با اینستاگرام :دی
:|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">